شهید املاکی

عکسی از شهید املاکی

شهید حسین املاکی در شب عاشورای سال 1340 در روستی کولاک محله از توابع شهرستان لنگرود دیده به جهان گشود . وی دوران خدمت مقدس سربازی را در سپاه گذراند و همزمان با آغاز جنگ تحمیلی با توجه به تکلیفی که بر دوش خود احساس می کرد ، با اولین نیروهای اعزامی از گیلان به سوی جبهه ها شتافت . جسارت ، شجاعت و استعداد وی به حدی بود که توانست در کوتاهترین زمان ، توان رزمی خود را بروز دهد و برای آموزش های نظامی که به مدت یک ماه در تهران بود انتخاب شود و بعد از آن در واحد اطلاعات عملیات در کنار استادش شهید محمد حسن قاسمی طوسی مسئولیت فرماندهی یکی از محورهای عملیاتی را در لشکر 25 کربلا به عهده گیرد . در سن 21 سالگی بنا بر سنت پیامبر(ص) تصمیم به ازدواج می گیرد که از این ازدواج 3 فرزند به ثمر نشست .

او به جوانان علاقه بسیاری داشت و آنقدر خاضع و خاشع بود که انسان شیفته اش می شد ، اوج زیبایی اش زمانی بود که به نماز می ایستاد . صبر و بردباری او در عملیات کربلای 2 در منطقه عمومی حاج عمران و شناسایی های بسیر دقیق او باعث شد که لشکر قدس افتخاری دیگر در کارنامه خود به ثبت برساند که مقام معظم رهبری در این خصوص فرمودند : « لشکر قدس در کربلای 2 کربلایی دیگر آفرید » .

املاکی پس از شرکت در عملیاتهای زیادی چون کربلای 2 ، کربلای 4 ، کربلای 5 ، رمضان ، محرم ، والفجر ، والفجر4 ، والفجر6 ، والفجر8 ، والفجر9 ، و ... لشکرهای گیلان و مازندران.

وی سر انجام در عملیات والفجر10 در منطقه عمومی سید صادق در ارتفاعات بانی نبوک بر اثر استشمام مواد شیمیایی ، به آرزوی دیرینه اش دست یافت و بسوی معشوق شتافت ولی پیکر مطهرش هنوز بر ارتفاعات بانی نبوک مأوی گزیده است .

شهید حسین املاکی از زبان سید یحیی رحیم صفوی :

« شهید املاکی می تولند الگوی جوانان دیروز، امروز و فردای بشریت باشد . الگوی جوانان فلسطینی برای استقلال و آزادی طلبی و الگوی جوانان امروز باشد که می خواهند در مقابل استکبار جهانی و آمریکا بایستند و ما به مردم قهرمان و مومن و شجاع گیلان افتخار می کنیم و به شهدایی چون حسین املاکی افتخار می کنیم ، اساس موجودیت کشور ما مرهون خون شهیدان عزیز ، از شهیدان گمنام تا شهیدان نام آوری چون حسین املاکی است. »

خاطره ای از زبان سردار حسین همدانی ( فرمانده اسبق لشکر 27 محمد رسول الله ) :

نیمه های شب بود ، با یکی دوتا از بچه ها داخل سنگر بودیم . هوا بسیار سرد بود ، از خواب بیدار شدم حسین پتویی روی دوشش انداخته بود و مشغول نماز شب بود . کسی که در طول روز کار کرده بود و شب تا ساعت 12 گزارش داده بود . بعد از 2 ساعت استراحت ، به نماز شب و دعا برخواسته بود . چنین انسانی تا عاشق نباشد نمی تواند این گونه باشد .

(روحش شاد و راهش پر رهرو باد )

/ 1 نظر / 24 بازدید
عشق فقط یک کلام حسین علیه سلام

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من شب هجران نکند قصد دل آزاری من روزگاری که جنون رونق بازارم بود تو نبودی که بیایی به خریداری من برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان باغبان نیز نیامد پی دلداری من سلام عزیز وب زیبای دارید اگه میشه مارو با اسم وبسایت ادبی مذهبی لینگ کنید خبرمون کنید تا شمارو لینگ کنیم خیلی خوشاحال میشم مارو لینگ کنید منتظرتونم دوست عزیز یا علی